تبليغاتX
اجتماعی و سیاسی
لیست کامل اسامی ۱۸۰ نفره افراد تحریم‌ شده توسط اتحادیه اروپا

 

اتحادیه اروپا روز جمعه هفته گذشته فهرست اسامی 180 شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی را که تحت تحریم‌های جدید غرب علیه برنامه هسته‌ای ایران قرار گرفته‌اند، منتشر کرد. این فهرست که شامل وزرا، محققان و پژوهشگران، مسئولین بانک‌ها و صنعت کشتیرانی و همچنین مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می‌شود، از جمله ترفندهای غرب برای جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی است چراکه عمده این تحریم ها به دلیل نوع فعالیت این افراد شکل اجرایی به خود نمی گیرد.
این لیست 180 نفری که توسط خبرگزاری فارس ترجمه شده شامل موارد زیر می شود:
) دکتر احمد عزیزی، معاون رئیس و مدیرعامل بانک ملی لندن
) داوود بابایی، رئیس کنونی موسسه تحقیقات لجستیکی نیروهای مسلح وزارت دفاع که توسط "محسن فخری زاده" اداره می‌شود.
) حسن بهادری، مدیرعامل بانک آرین
) سید شمس الدین بوربوردی، معاون سازمان انرژی اتمی ایران
) دکتر پیمان نوری بروجردی، رئیس مدیرعامل بانک رفاه
) دکتر کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
) دکتر عبدالناصر همتی، مدیرعامل بانک سینا
) میلاد جعفری، بازرگان کالا به ویژه فلزات
) دکتر محمد جهرمی، مدیرعامل بانک صادرات
10) علی کریمیان، بازرگان فلزات
11) مجید خوانساری، مدیرعامل شرکت بازرگانی کالای الکتریک
12)محمود رضا خاوری، مدیرعامل بانک ملی
13) محمد رضا مسکریان، مدیرعامل بانک بین‌المللی پرشیا
14) محمد محمدی، مدیرعامل MATSA
15) دکتر، محمد حسن محبیان، مدیرعامل پست بانک
16) محمد صادق ناصری، رئیس موسسه تحقیقات فیزیکی که پیش تر با نام موسسه فیزیک کاربردی شناخته می‌شد.
17) محمد رضا رضوانی زاده، مدیرعامل شرکت سوخت رآکتور هسته‌ای سوره
18) صدقی، مدیرعامل شرکت ساخت نیروگاه هسته‌ای (مانسا)
19) بهمن والیکی، مدیرعامل بانک توسعه صادرات ایران
20) جواد آل یاسین، رئیس مرکز تحقیقات فناوری انفجار و ضربه، یا متفاز
21) زووار، مدیرعامل فعال بانک بین المللی پرشیا در دبی
موسسات:
23) آریا نیکان، تهیه مواد تعیین شده در بخش راکتور
24) برق آذرخش، شرکتی که در امر برق رسانی به تأسیسات غنی سازی نطنز و قم مشارکت دارد
25) بهینه بازرگانی،
26) عیوض تکنیک، تولید کننده تجهیزات خلاء
27) Fatsa (پردازش اورانیوم و تولید سوخت هسته‌ای ایران)
28) شرکت غنی سازی اورانیوم (شرکت تماس)
29) شرکت ایران پویا
30) شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی فلات قاره ایران
31) شرکت کارانیر
32) خلاء آفرین پارس
33) MACPAR Makina San Ve Tic شرکت ثبت شده در ترکیه
34) شرکت مهندسی توسعه ساخت اتمی کالای الکتریکی مورد نیاز در صنایع هسته‌ای
35) شرکت مبین سنجش
36) Multimat lc ve Dis Ticaret Pazarlama Limited Sirketi، شرکتی که توسط میلاد جعفری اداره می‌شود و برای گروه صنعتی شهید همت از طریق شرکت های برجسته مواد اولیه هسته‌ای تهیه می‌کند.
37) مرکز تحقیقات انفجار و ضربه متافاز
38) سامان نصب زاینده رود
39) شرکت سامان توسعه آسیا
40) صنعت ثامن
41) شرکت رآکتور سوخت هسته‌ای سوره
42) شرکت STEP Standart Teknik Parca San ve TIC A.S ثبت شده در استانبول ترکیه
43) شرکت سورنا (شرکت ساخت و راه اندازی)
44) شرکت تابا، ساخت ابزار برش
45) شرکت تست تفسیر تولید و عرض ظروف خاص UF
46) توسعه سیلوها، توسعه جهاد سیلو
47) یارصنعت
48) شرکت کمپرسور توربو نفت
49)عظیم آقاجانی
50)ابوالقاسم مظفری شمس، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا
51) علی اکبر طباطبایی
52)شرکت یاس ایر
خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران
53)قاسم نبی پور، مدیرعامل و سهام دار شرکت کشتی‌رانی راهبران امید دریا
54)ناصر باطنی، رئیس قانونی سابق کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران (IRISL)
55)منصور اسلامی، مدیرعامل شرکت کشتیرانی "Royal Med"
56)محمد طلایی مدیر اجرایی خطوط کشتی رانی جمهوری اسلامی ایران در اروپا
57) محمد مقدمی فرد، مدیر منطقه‌ای خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در امارات متحده عربی
58) کاپیتان علیرضا قزلایق
59) غلام حسین گلپرور، مدیر تجاری و معاون مدیرعامل و سهامدار شرکت کشتی رانی راهبران امید دریا
60) حسن جلیل زاده، مدیرعامل و سهام دار خطوط کشتی رانی حافظ دریا
61) محمد هادی پاژند، مدیر مالی سابق خطوط کشتی رانی جمهوری اسلامی ایران
62) احمد سرکندی، مدیر مالی خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران از سال 2011
63) سید علاء الدین سادات رسول، مشاور مدیر قانونی گروه IRISL، مدیر قانونی شرکت کشتیرانی راهبران امید دریا
64) احمد تفضلی، مدیرعامل شرکت کشتیرانی "Santeliners"
65) شرکت کشتیرانی "Sail Shipping" (ثبت شده در شانگهای)
66) آموزش کشتیرانی (Maritime Training Institute)
67) کشتیرانی کارا ثبت شده در هامبورگ
68) شرکت کشتیرانی خیبر
69) شرکت خطوط کشتیرانی کیش
70) آژانس کشتیرانی Boustead
71) خدمات کشتیرانی دیاموند
72) شرکت کشتیرانی (گود لاک) دبی
73) آژانس "ocean express" پاکستان
74) آژانس OTS Steinweg (استانبول) شرکت کشتیرانی که از جانب خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند
75) Universal Transportation Limitation (تایلند)
76) Walship SA الجزایر
77) شرکت کشتیرانی "Acena" که توسط خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود
78) شرکت کشتیرانی آلفا کارا که توسط خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود
79) شرکت کشتیرانی آلفا ناری
80) شرکت شرکت دریایی آسپاسیس دبی
81) شرکت آتلانتیک اینترمودال
82) خطوط کشتیرانی "Avrasya Container Shipping"
83)شرکت کشتیرانی Azores دبی
84)ناوبری بتاکارا
85) Bis Maritime Limited ثبت شده در باربادوس
86) Brait Holding SA ثبت شده در جزایر مارشال
87) خطوط کشتیرانی Bright Jyoti که توسط خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود
88) Bright Ship FZC ثبت شده در دبی
89) شرکت کشتی رانی Bright-Nord GmbH und Co. KG ثبت شده در هامبورگ آلمان که از جانب خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند
90) CF Sharp Shipping Agencies Pte Ltd واقع در سنگاپور
91) خطوط کشتیرانی چپلت ثبت شده در مالت
92) Cosy-East GmbH und Co. KG ثبت شده در هامبورگ آلمان
93)شرکت کشتیرانی Crystal Shipping FZE امارات متحده عربی دبی
94)شرکت دریایی دامالیس
95)شرکت دلتا کارا
96)شرکت کشتیرانی دلتا ناری
97)شرکت کشتی رانی البروس
98)شرکت کشتیرانی Elcho Holding Ltd ثبت شده در جزایر مارشال
99)شرکت Elegant Target Development Limited ثبت شده در هنگ کنگ
100) شرکت Epsilon Nari Navigation Ltd ثبت شده در جزیره مالت
101) شرکت ناوبری اتا ناری
102) شرکت اکسترنال اکسپرت
103) شرکت کشتیرانی فیروی
104) شرکت دریایی فاسیروس
105) شرکت دریانوردی گالیوت
106) شرکت ناوبری گاما کارا با مسوولیت محدود
107) شرکت جاینت کینگ با مسوولیت محدود
108) شرکت توسعه گلدن چارتر با مسوولیت محدود
109) شرکت سرمایه‌گذاری گلدن سامیت بامسوولیت محدود
110) شرکت توسعه گولدن واگن
111) شرکت گرند ترینیتی با مسوولیت محدود
112) شرکت سرمایه‌گذاری گریت اکوئیتی
113) شرکت خدمات کشتیرانی اقیانوس کبیر
114) شرکت بین‌المللی گریت پراسپکت
115) شرکت گریت وست جی‌ام‌بی‌ایچ بامسوولیت محدود
116) شرکت هپی – سود جی‌ام‌بی‌ایچ آند
117) شرکت هاروست سوپریم با مسوولیت محدود
118) شرکت کشتیرانی هارزارو
119) شرکت کشتیرانی هلیوتروپ
120) شرکت کشتیرانی هلیکس با مسوولیت محدود
121) شرکت لجستیکی هونگ تو
122) شرکت کشتیرانی آی‌فولد با مسوولیت محدود
123) شرکت دریانوردی ایندوس
124) شرکت ناوبری یوتا ناری
125) شرکت آی‌اس‌آی‌ام امین با مسوولیت محدود
126) شرکت آی‌اس‌آی‌ام آتر با مسوولیت محدود
127) شرکت زیتون آی‌اس‌آی‌ام با مسوولیت محدود
128) شرکت آی‌اس‌آی‌ام سات با مسوولیت محدود
129) شرکت ارابه دریایی آی‌اس‌آی‌ام بامسوولیت محدود
130) شرکت هلال دریایی آی‌اس‌آی‌ام بامسوولیت محدود
131) شرکت آی‌اس‌آی‌ام سینین با مسوولیت محدود
132) شرکت آی‌اس‌آی‌ام تاج محل بامسوولیت محدود
133) شرکت آی‌اس‌آی‌ام تور با مسوولیت محدود
134) شرکت کشتیرانی جکمن
135) شرکت کشتیرانی کالان کیش
136) شرکت ناوبری کاپا ناری
137) شرکت دریانوردی کاوری
138) شرکت کشتیرانی کاوری
139) شرکت توسعه کی چارتر
140) شرکت سرایه‌گذاری کینگ پراسپر
141) شرکت کشتیرانی کینگزوود
142) شرکت ناوبری لامبدا ناری
143) شرکت کشتیرانی لنسینگ با مسوولیت محدود
144) شرکت مگنا کارتا با مسوولیت محدود
145) آژانس کشتیرانی مالشیپ
146) شرکت بین‌المللی مستر سوپریم
147) شرکت کشتیرانی ملودیوس
148) شرکت بین‌المللی مترو سوپریم بامسوولیت محدود
149) شرکت کشتیرانی میدهرست با مسولیتمحدود (مالت)
150) شرکت مودالیتی با مسوولیت محدود
151) شرکت توسعه مدرن الگانت با مسوولیت محدود
152) شرکت حسابداری موریسون منون
153) شرکت کشتیرانی کوه اورست بامسوولیت محدود
154) شرکت کشتیرانی نارمادا
155) شرکت کشتیرانی نیوهیون با مسوولیت محدود
156) شرکت ان‌اچ‌ال بیسیک با مسوولیت محدود
157) شرکت ان‌اچ‌ال نوردلند جی‌ام‌بی‌ایچ
158) شرکت کشتیرانی اکستد با مسوولیت محدود
159) شرکت کشتیرانی پسیفیک
160) شرکت کشتیرنی پتورس با مسوولیت محدود
161) شرکت پراسپر بیسیک جی‌ام‌بی‌ایچ
162) شرکت سرمایه‌گذاری پراسپر مترو
163) شرکت کشتیرانی ریگیت با مسوولیت محدود
164)شرکت دریانوردی ریشی
165) شرکت لجستیکی سیبو با مسوولیت محدود
166) شرکت شاین استار با مسوولیت محدود
167) شرکت بین‌الملل سیلور یونیورز
168) شرکت دریانوردی سینوز
169) شرکت توسعه "اسمارتبریلیانت" با مسوولیت محدود
170) شرکت دریانوردی استاتیرا
171) شرکت سیراکیوز اس. ال
172) شرکت تامالاریس با مسوولیت محدود
173) شرکت تی‌ای‌یو فیدر با مسوولیت محدود
174) شرکت دریانوردی تتا ناری
175) شرکت تاپ گلاسیر با مسوولیت محدود
176) شرکت تجاری تاپ پرستیژ با مسوولیت محدود
177) شرکت کشتیرانی تولیپ
178) شرکت کشتیرانی "وسترنسرج" با مسوولیت محدود (قبرس)
179) شرکت دریانوردی "وایزلینگ" با مسوولیت محدود
180) شرکت کشتیرانی "زتا نری

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 22:55  توسط ن  | 

 


چهارپاره



(1)
خیابان های کشور، ملک اختصاصی نظام است؛ این را وقتی بخواهی توی آن راه بروی و داد بزنی و چیزی بالای سرت ببری و اعتراض و انتقاد داشته باشی، می فهمی؛ اگر دادت، بوی سیاست بدهد، زودتر می فهمی، تازه فریادت صنفی هم باشد، قبل از آن که حرف اصلی ات را بزنی، باید ثابت کنی که با نظام سیاسی کاری نداری؛ خیلی هم اُکی است. این اواخر البته معلوم شده این کار را قبل از آب بازی در پارک، و خواندن دعای کمیل در خانه، و پهن کردن سفره افطاری هم باید انجام دهی؛ آن "اُکی" را عرض می کنم. با همین قرائنی که اصلا محرمانه هم نیست، باور خودجوش بودن تهاجم به سفارت انگلیس در قلب تهران، به هیچ وجه آسان نیست. اینجا یا چیزی نمی جوشد، یا وقتی جوشید مجوز دارد، اگر ندارد؛ خونشان می شود پای خودشان. عکس بالا درجه خودجوش بودن حمله به سفارت انگلیس را نشان می دهد، آن پلیس های توی عکس، یعنی ماکت راهنمایی و رانندگی بودند؟!
.
(2)
اقدام فوری وزارت خارجه در محکوم کردن تعرض به سفارت انگلیس، کار خیلی درستی بود. این البته نیمی و شاید هم کمتر از نیمی از راه جبران در قالب "بیانیه" است؛ اقدام مشابه سپاه، با توجه به میدان دار بودن بسیج دانشجویی در ماجرای دیروز، مکمّل اقدام وزارت خارجه خواهد بود
.
(3)
بر نمایندگان مجلس حامی حمله به سفارت انگلیس حرجی نیست. کلا نماینده ها در اظهار نظر آزادتر از دولتمردان هستند. نزدیکی انتخابات هم البته قابل توجه است، به هر حال نافتنه گر و ناانحرافی بودن را هر چه بیشتر ثابت کنند، خیالشان آسوده تر است!
.
(4)
و اما آخر؛ یک جورهایی به نظرم می رسد این ماجرا دامی بود که "روباه پیر" تدارک دیده بود و معترضان دیروز و آمرانشان، عین زاغکی با قالب پنیری در دهان، ناخواسته در آن فرو رفتند. اقدام انگلیس در پیشگامی در تحریم بانک مرکزی، آشکارا تحریک کننده بود، واکنش تهاجمی اش به مصوبه مجلس هم آشکارا تحریک کننده بود(+) ... و خب! تحریک شدند؛ حالا جهان (جایی که باید برای اجماع در ضدیت با ایران آماده شود) با کشوری مواجه است که از اجرای قانون ساده و البته مستحکم بین المللی هم در ناف پایتخت خودش ناتوان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 16:43  توسط ن  | 
طرح تازه مجلس: نیم درصد از افزایش درآمد نفت برای بسیج؟!!!
۱۳۹۰/۰۹/۰۸
نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه‌شنبه به طرحی تازه رای اکثریت دادند که در صورت تصویب نهایی سازمان بسیج ایران را مختار می‌سازد نیم درصد از «افزایش درآمد فروش نفت» را در اختیار بگیرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، نمایندگان مردم ایران در جلسه علنی روز سه‌شنبه به یک فوریت این طرح تازه با عنوان «طرح کمک به اجرای ماموریت‌های فرهنگی جوانان بسیج» رای داده‌اند.

بر اساس این طرح در صورت تصویب نهایی، دولت جمهوری اسلامی موظف می‌شود هر سال «نیم درصد از محل افزایش درآمد حاصل از فروش نفت و میعانات گازی» را در اختیار سازمان بسیج مستضعفین قرار دهد.

اما این تنها امتیازی نبوده است که مجلس در روز سه‌شنبه به بسیجیان ایران اعطا کرده است. بر اساس طرح تازه، دولت همچنین موظف است سالانه ده درصد از اعتبارات متعلق به کل جوانان ایران را نیز در اختیار سازمان بسیج قرار دهد.

هدف از اعطای این ده درصد در طرح تازه نمایندگان مجلس «مقابله با چالش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای» و «بسط و گسترش بسیج» عنوان شده است.

این طرح همچنین دولت ایران را موظف می‌کند ده درصد از اعتبارات و کمک‌های مربوط به سازمان‌های امدادی از جمله هلال احمر را نیز در اختیار سازمان بسیج قرار دهد.

عبدالحسین ناصری، یکی از نمایندگانی که در ابداع این طرح تازه دستی داشته، بودجه فعلی بسیج ایران معادل ۵۷۰ میلیارد تومان یا حدودا ۵۷۰ میلیون دلار را «بودجه قطره‌چکانی» توصیف کرده و تلویحا گفته است که بسیج با این بودجه قادر به انجام «تکالیف» خود نخواهد بود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، عیسی جعفری، نماینده دیگر، نیز به میزان کمک تازه به بسیج اعتراض کرده و آن را اندک دانسته است.

او گفت: «در حالی که ۲۰ میلیون دلار از سوی آمریکا برای مقابله با بسیج اختصاص یافته، ما می‌خواهیم تنها نیم درصد به بسیج کمک کنیم!»

این گفته در حالی است که دولت ایالات متحده تاکنون بودجه‌ای مختص «مقابله با بسیج» تصویب و مصرف نکرده است.

مبلغ ۲۰ میلیون دلار یادآور بودجه‌ای است که مجلس ایران در آذرماه سال ۱۳۸۸ براى «افشاى موارد نقض حقوق بشر توسط آمریکا و بریتانیا» و نیز کمک به گروه‌ها و جریان‌هاى مخالف این دو کشور در جهان اختصاص داد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 16:43  توسط ن  | 
۱۰ سالگی قتل‌های محفلی کرمان؛ حکم اعدام برای قاتلانی که آزادند
۱۳۹۰/۰۹/۰۶
 
شعبه ۱۰۶ دادگاه جزایی کرمان در اواخر آبان سال جاری با گذشت ۹ سال از تشکیل پرونده «قتل‌های محفلی کرمان»، محمدحمزه مصطفوی، سلیمان جهانشاهی، محمد سلطانی و علی ملکی چهار عضو بسیج کرمان را به اتهام شرکت در قتل عمدی به اعدام محکوم کرد.

این چهار نفر به همراه شماری دیگر از اعضای پایگاه علی اصغرمولای بسیج کرمان در سال‌های ۸۰ تا ۱۳۸۱ و در در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، دستکم پنج شهروند کرمانی و از جمله شهره نیک‌پور و همسرش محمدرضا نژادملایری را به قتل رسانده بودند.

خبر صدور چندباره حکم اعدام برای عاملان بسیجی قتل‌های کرمان را نعمت احمدی وکیل خانواده شهره نیک‌پور به خبرگزاری ایسنا اعلام کرد و گفت که همه این متهمان به همراه دومتهم دیگر با هویت‌های چنگیز سالاری و محمد یاعباسی «به اتهام معاونت در قتل‌ها به مجازاتی بین ۱۰ تا ۱۵ سال حبس به تناسب عمل ارتکابی محکوم شدند.»

نعمت احمدی همچنین گفته است که «در این پرونده ادعای مهدورالدم بودم مقتولان از سوی هیئت عمومی اصراری دیوان عالی کشور رد شده بود که به همین اعتبار با تفهیم اتهام شرکت در قتل به متهمان، دو جلسه دادگاه برگزار و نهایتاً رأی این پرونده صادر شد.»

طی سال‌های ۸۲ تاکنون نعمت احمدی و جعفر یزدی، و غلامعلی ریاحی وکالت خانواده شهره نیک‌پور و محمدرضا نژادملایری زوجی که قربانی قتل‌های زنجیره‌ای گروهی از بسیجیان کرمان شده بودند، را بر عهده داشتند، و عاملان بسیجی قتل‌های محفلی کرمان در سال‌های گذشته رضایت خانواده‌های سایر قربانیان را کسب کرده‌اند.

ماجرای این پرونده زمانی آغاز شد که در فاصله سال‌های ۸۰ تا ۸۱ گروهی از بسیجیان در شهر کرمان طی زنجیره‌ای از قتل‌ها شماری از شهروندان کرمانی را ربوده و به قتل رساندند.

خبر بازداشت عاملان این قتل‌های سازماندهی شده نخستین بار در اسفند سال ۸۱ از سوی «سرتیپ محمدرضا جورکش» فرمانده وقت نیروی انتظامی استان کرمان رسانه‌ای شد، و شش عضو «پایگاه علی اصغرمولا» مستقر در مسجد آقاغلامعلی بازار کرمان بازداشت و انجام این قتل‌ها را پذیرفتند. این قتل‌های زنجیره‌ای، سازماندهی شده و عقیدتی از سوی رسانه‌ها «قتل‌های محفلی کرمان» نام گرفت.

محمدرضا جورکش که در جریان پافشاری بر افشای این قتل‌ها، غلامحسین حیدری رئیس وقت دادگستری کرمان را به «مناظره» فراخوانده بود، بلافاصله از سوی محمدباقر قالیباف فرمانده کل نیروی انتظامی در آن سال، از سمت فرماندهی نیروی انتظامی کرمان برکنار شد، اما با رسانه‌ای شدن خبر قتل‌های کرمان، مقام‌های قضایی ناگزیر در سال ۸۲ طی دادگاهی غیرعلنی شش عضو «پایگاه علی اصغر مولا» مستقر در مسجد آقاغلامعلی بازار کرمان را به عنوان عاملان قتل‌های محفلی کرمان محاکمه کردند.

این محاکمه و حتی صدور احکام اعدام برای بسیجیانی که این قتل‌ها را مرتکب شده بودند اما پایان «پرونده قتل‌های محفلی کرمان» نبود؛ عاملان اجرای این قتل‌ها که همگی از اعضای پایگاه بسیج علی اصغر مولا مستقر در مسجد آقاغلامعلی کرمان بوده‌اند از سال ۱۳۸۲ تاکنون چندبار محاکمه و دستکم در سه دادگاه به اعدام محکوم شده‌اند، و البته همگی به جز یک نفر از سال ۱۳۸۴ آزادند.

نعمت احمدی وکیل خانواده شهره نیک‌پور با تأیید اینکه «تن‌ها یک نفر از متهمان» یعنی علی ملکی از بدو بازداشت تاکنون تحمل حبس کرده و سایر متهمان پس از مدتی آزاد شده‌اند، و «دادگاه تجدید نظر با وجود اینکه متهمان به اتهام قتل عمد تحت پیگرد بودند و حسب قانون باید بازداشت موقت می‌شدند، قرار بازداشت آنان را فسخ و به قرار وثیقه تبدیل کرد.»

وکیل مدافع اولیای دم پرونده قتل‌های محفلی کرمان در ۲۷ آبان سالجاری به خبرگزاری ایسنا گفت «هم‌اکنون که رأی دادگاه مبنی بر قصاص متهمان صادر شده است، با توجه به صراحت قانون باید این افراد بازداشت موقت شوند و این بازداشت مورد درخواست اولیای دم نیز هست.»

تمامی احکام صادره از سوی قضات دادگستری کرمان نیز از سوی شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور نقض شده‌اند، شعبه‌ای که یک روحانی قدرتمند؛ محمدسلیمی دادستان کل ویژه روحانیت، ریاست آن را بر عهده داشته است.

حمایت‌های پیدا و پنهان از عاملان قتل‌های زنجیره‌ای کرمان حتی تا آنجا پیشرفت که در ۱۴ اردیبهشت سال ۸۷، احمد تویسرکانی رئیس کل دادگستری استان کرمان به صراحت اعلام کرد که «اعدام متهمان این پرونده منتفی شده است»، و البته به «اختلاف نظرهایی میان محاکم قضایی رسیدگی‌کننده در استان کرمان و دیوان عالی کشور» نیز اشاره کرد و گفت که «در محاکم استان تشدید مجازات و احکام سنگین‌تر و در دیوان عالی کشور مجازات حفیف‌تر مدنظر است و مراحل رسیدگی به این پرونده ادامه دارد.»

نعمت احمدی، وکیل خانواده شهر نیک‌پور از قربانیان قتل‌های کرمان اما‌‌ همان زمان در واکنش به اظهارات رئیس دادگستری کرمان گفت که «یکی از اختلافات در این پرونده این است که هم‌اکنون پنج تن از متهمان آزاد هستند، در حالی که هر یک از این افراد احکام قطعی در خصوص ربودن و آتش‌زدن و... را در پرونده خود دارند که قاعدتاً باید اکنون در حال تحمل حبس باشند.» او همچنین به «دست‌های چنهانی» اشاره کرد که درصددند تا «خون بی‌گناهان پایمال شود.»

کشف قتل‌های زنجیره‌ای کرمان از آخر

پرونده ماجرای قتل‌های محفلی کرمان زمانی از پرده برون افتاد که در ۲۷ آبان سال ۸۱ شهره نیک‌پور، ۲۸ ساله و فارغ‌التحصیل کار‌شناسی حقوق به همراه نامزدش مهندس محمدرضا نژادملایری هر دو از خانواده‌های سر‌شناس کرمان، مفقود شدند.

مفقود شدن این زوج یک روز بعد در ۲۸ آبان سال ۸۱ از سوی عشرت خدابخش‌زاده مادر شهره نیک‌پور به طور رسمی به کلانتری ۱۱ کرمان اعلام شد. مادر شهره نیک‌پور در شکایت خود اعلام کرد که «شب ۲۷ آبان دخترم به همراه نامزدش محمدرضا‌نژاد ملایری با اتومبیل پژوی سفید در حین مراجعت به منزل مفقود شده‌اند. در حالی که با تلفن همراه با منزل تماس داشته‌اند‏ تماسشان قطع شده و تاکنون خبری از آن‌ها در دست نیست.»

نزدیک به دو هفته بعد در ۱۳ آذر سال ۸۱ مأموران جسد محمدرضا نژادملایری را در حاشیه جاده جوپار-کرمان در مناطق جنوبی کرمان در حالی کشف کردند که حیوانات وحشی بخش‌هایی از جسد را خورده و برخی اعضای بدن او را در منطقه پراکنده بودند.

دو روز بعد ماموران اداره آگاهی کرمان اتومبیل پژوی محمدرضا‌نژاد ملایری را که‌ «شب حادثه به همراه نامزدش با آن بیرون رفته بود، در زنگی‌آباد در شمال کرمان و با فاصله چندین کیلومتری از محل کشف جسد او پیدا کنند. این اتومبیل با ریختن بنزین روی آن به آتش کشیده شده بود به طوری که موتور آن هم ذوب شده بود.»

در ۱۷ آذرماه ۸۱ نیز جسد متلاشی شهره نیک‌پور در اطراف محل کشف جسد محمدرضا نژادملایری کشف و «مادرش‌از روی بقایای جسد و تکه‌های لباس توانست دختر خود را شناسایی کند.»

در ادامه ماجرا مأموران با پیگیری تماس‌هایی که پس از کشته شدن محمدرضا نژادملایری با تلفن همراه او گرفته شده بود به سرنخ قتل‌های محفلی کرمان دست یافتند؛ محمدحمزه مصطفوی طلبه مدرسه الهادی قم، فرمانده بسیج پایگاه علی اصغر مولا و برادرزاده حسن و محمد مطفوی کرمانی دو تن از کسانی که از آن‌ها به عنوان «شهدای دوران جنگ» یاد می‌شود.

او همزمان با بر عهده داشتن فرماندهی پایگاه بسیج علی اصغرمولا در نزدیکی بازار کرمان، در حین گذراندن دوره سربازی در «مرکز کنترل فرماندهی نیروی انتظامی کرمان» بود.

محمدحمزه مصطفوی پس احضار، ابتدا هرگونه آشنایی و ارتباط با زوج به قتل رسیده را انکار کرد، اما سرانجام پذیرفت که همراه با محمد یاعباسی و ‌محمد سلطانی دو بسیجی دیگر اقدام به بازداشت و قتل شهره نیک‌پور و محمدرضا نژادملایری کرده است.

به دلیل وابستگی‌های خانوادگی هر سه متهم با فرماندهان بسیج و سپاه کرمان و نیز مقام‌های محلی کرمان، «هنگامی که مأموران قصد داشتند برای دستگیری همدست این متهمان اقدام کنند، محمدحمزه مصطفوی با ترفندی خاص مأموران را گمراه کرد و گفت که اگر من با آنان صحبت کنم راحت‌تر تسلیم می‌شوند» اما «‌پس از رفتن نزد دو همدستش با آنان تبانی کرد تا فقط قتل محمدرضا و شهره را گردن بگیرند و منکر انجام قتل‌هایی دیگر شوند.»

چندی بعد اما علی ملکی یکی دیگر از اعضای بسیج کرمان نیز به اتهام مشارکت در این سه قتل بازداشت شد و «‌در جریان بازجویی‌ها به تصور اینکه همدستانش همه چیز را به پلیس گفته‌اند به قتل پنج نفر اعتراف کرد»، و گفت که «به جز محمدرضا و شهره‌، مصیب افشاری، محسن کمالی، و جمیله (زهرا) امیراسماعیلی را نیز به قتل رسانده‌ایم.»

به این ترتیب اسامی پنج نفر از قربانیان در پرونده قتل‌های محفلی کرمان ثبت شد، اما روزنامه‌های انتخاب و اعتماد در جریان برگزاری نخستین دادگاه این پرونده در سال ۱۳۸۲، از قول مقام‌های نیروی انتظامی کرمان شمار غیررسمی قربانیان قتل‌های محفلی کرمان را «۱۸ نفر» اعلام کردند.

عاملان و آمران؛ هر دو آزاد

محمدحمزه مصطفوی متولد سال ۱۳۶۰ و فرمانده پایگاه بسیج علی اصغر مولای کرمان، محمد یاعباسی متولد سال ۱۳۶۱، محمد سلطانی متولد سال ۱۳۶۲، سلیمان جهانشاهی متولد سال ۱۳۵۹، چنگیز سالاری متولد سال ۱۳۴۸، و علی ملکی متولد سال ۱۳۵۷ همگی از اعضای پایگاه بسیج علی اصغر مولا مستقر در مسجد آقاغلامعلی کرمان به عنوان عاملان این قتل‌ها بازداشت شدند.

همگی‌عاملان پرونده قتل‌های کرمان بنابر اقرار رسمی خود و تأکید وکلایشان در دادگاه «از اعضای پایگاه بسیج مسجد آقا‏‎ غلامعلی مسجد ارگ کرمان بودند و در زمان ارتکاب قتل‌ها، کارت شناسایی بسیج داشتند.»

وکیل محمدحمزه ‏مصطفوی و محمد یاعباسی در جریان دادگاه اول به ریاست قاضی امیری تبار اعلام کرد که هر دوی آن‌ها عضو فعال بسیج کرمان و در زمان ارتکاب قتل‌ها به ترتیب ‏در سمت فرمانده و جانشین فرمانده پایگاه مقاومت علی اصغر مولا مستقر در مسجد آقاغلامعلی کرمان فعالیت می‌کردند، و کارت و احکام‎ ‎ممهور به مهر ناحیه ‏مقاومت بسیج کرمان نیز داشتند.

علاوه براین عاملان قتل‌های کرمان در جریان تمامی دادگاه‌های خود اقرار کردند که علاوه بر در اختیار داشتن محل پایگاه بسیج علی اصغر مولا، از امکانات و ادوات دیگر بسیج از جمله چهار ‎دستگاه بی‌سیم‏‌، خودرو، دستبند استفاده می‌کردند.

متهمان در جریان برگزاری دادگاه اول گفتند که پس از سخنرانی شب تاسوعاتی سال ۸۰ محمدتقی مصباح یزدی تصمیم به انجام قتل‌ها گرفته‌اند و هدف خود را نیز «مبارزه با مفاسد اجتماعی» عنوان کردند.

محمدحمزه مصطفوی در دادگاه گفت که «آیت الله مصباح یزدی در مسجد امام حسن مجتبی در تاسوعای سال ۸۰ (۸ فروردین سال ۱۳۸۰) فرموده بود که وظیفه افراد امر به معروف و نهی از منکر است اگر طرف نپذیرفت در نوبت دوم باید او را به مقامات قضایی معرفی کرد و متعاقباً اگر این فرد به اعمال سابقه خود ادامه داده آمر به معروف حق دارد اورا بکشد».

یکی از متهمین که در واقع مغز متفکر آنان می‌باشد درباره نحوه استخاره می‌گوید – بعد من هم استخاره گرفتم دیدم عدد ۶ آمد یعنی تعجیل در انجام عمل، پس من هم فکر می‌کردم در هر کاری باید استخاره کرد، وقتی دیدم خوب آمد قبول کردم که با آن‌ها همکاری داشته باشم. (ص ۱۳ رأی شعبه نهم دادگاه کرمان)

علاوه بر این در جریان چند دور محاکمه، عاملان قتل‌های کرمان از جمله محمدحمزه مصطفوی و محمد سلطانی به صراحت اعلام کردند که از سوی محمدعلی شجاع حیدری فرمانده وقت بسیج ناحیه کرمان، و محمد رئوفی‌نژاد فرمانده وقت لشکر ۴۱ ثارالله سپاه پاسداران برای انجام قتل‌ها تحریک و تشویق شده‌اند.

نقش پر رنگ شماری از مقامات محلی و کشوری در قتل‌های محفلی کرمان چنان پررنگ بود که غلامحسین حیدری رئیس وقت دادگستری کرمان پیش از برگزاری نخستین دادگاه این پرونده، در نامه‌ای از آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه کسب تکلیف کرد.

آیت‌الله شاهرودی در پاسخ به غلامحسین حیدری نوشته بود «با قاطعیت ‏پیگیری فرمایید جهت ‏بررسی نقش و مداخله سایر اشخاص ‏احتمالی در ارتکاب جنایت و کشف ‏نفس‌الامر قضیه و ‏اینکه متهمان خودسرانه ‏راساً مرتکب قتل گردیده یا اینکه فرد یا ‏افرادی به‌عنوان آمر در قضیه مدخلیتی ‏داشته‌اند یا ‏خیر؟»

اما به رغم آنکه در پرونده قضایی قتل‌های کرمان بار‌ها از محمدتقی مصباح یزدی، محمدعلی شجاع حیدری فرمانده وقت ناحیه بسیج کرمان و نیز محمد رئوفی‌نژاد فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله سپاه پاسداران کرمان به عنوان محرک، مشوق و افراد مؤثر بر اعضای بسیج پایگاه علی اصغرمولا برای انجام این قتل‌ها نامبرده شده اما مقام‌های قضایی تنها به اخذ یک استعلام از مصباح یزدی اکتفا کردند که در آن وی اعلام کرد: «من در این زمینه فتوایی نداده‌ام و فقط اجماع فقها را نقل کردم، ضمن اینکه گفته‌ام اگر ولی فقیه اثبات موضوع را منوط به رأی دادگاه کند و یا هر حکم حکومتی دیگری صادر کند حکم ولی فقیه لازم‌الاجراست.»

فرماندهان وقت سپاه و بسیج کرمان نیز فقط به عنوان «مطلع» یک بار به دادگاه احضار شدند و به رغم تأیید روابط خود با عاملان قتل‌های کرمان، اقرار عاملان قتل‌ها درباره تحریک و تشویق به انجام قتل‌ها را انکار کردند.

محمدعلی شجاع حیدری فرمانده وقت ناحیه بسیج کرمان حتی در ‏پاسخ به استعلام دادگاه، طی نامه‌ای حتی ادعا کرد؛ پایگاهی که قاتلان از آن استفاده می‌کردند «یک روز بعد از آخرین قتل افتتاح شده است.»

قتل‌های ایدئولوژیک با استخاره

عاملان قتل‌های محفلی کرمان در دادگاه پذیرفتند که «با طرح و نقشه قبلی» مقتولین را به محل‌هایی کشانده و بازداشت می‌کردند، و پس از انتقال به محل پایگاه بسیج و در برخی موارد در منازل خود یا مرتبطان‌شان مورد بازجویی قرار می‌دادند.

عاملان قتل‌های کرمان بنابر اعترافات خودشان در دادگاه، درباره سرنوشت بازداشت‌شدگان با استخاره تصمیم می‌گرفتند، و در صورتی که استخاره «خوب» یا «شش» می‌آمد برای کشتن شهروندان به عنوان «عجله در کار خیر» به کشتار شتاب می‌دادند.

قربانیان را به مکان‌های خلوت و متروک، و در چند مورد به باغ پسته پدر محمدحمزه مصطفوی منتقل کرده و پس از کشتن نیز جنازه آن‌ها را سر به نیست می‌کردند.

مصیب افشاری جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در بازار کرمان به فروش نوار موزیک و فیلم مشغول بود. محمدحمزه مصطفوی فرمانده پایگاه بسیج علی اصغر مولا درباره جزئیات قتل مصیب افشاری به دادگاه گفته؛ «او را دستگیر کرده‏ داخل پایگاه آوردیم. از او سؤالاتی کردیم. پس از بازجویی استخاره کردیم که خوب آمد او را بکشیم. سلیمان (جهانشاهی) گردن او را فشار داد و من دست و پای او را گرفتم و محمد یاعباسی هم کمک داد تا اینکه دیدیم این طور نمی‌شود او را کشت. چون مسجد بود از آنجا بیرون آمدیم. او را به خانه آوردیم. صبح روز بعد او چند شماره تلفن همراه از مشروب‌فروشی‌های حرفه‌ای به ما داد. سپس او را سوار ماشین کرده به باغ پسته‌ای بردیم» و «او را در یک گودال که کمتر از یک متر بود گذاشتیم. دستان او را بستیم و سنگ بزرگی را من (محمدحمزه مصطفوی) از بالا به طرف او پرتاب کردم. سلیمان پایین دست و پای او را گرفته بود و محمد (یاعباسی) هم کمک می‌داد تا اینکه خون از سر او بیرون آمد و سلیمان چندین بار سنگ را بر سر او زد و من و محمد خاک روی او ریختیم تا اینکه خاک بدن او را پوشاند.»

محسن کمالی دلفارد به ادعای عاملان قتل‌های محفلی کرمان به اتهام «داشتن چند تخته بنگ» بازداشت شد. محمد ملکی در جریان دادگاه نخست درباره قتل محسن کمالی به شعبه نهم دادگاه عمومی کرمان گفت که «محسن کمالی را دستگیر کرده به طرف پایگاه رفتیم. در آنجا از داخل جیب او چند تخته بنگ پیدا کردیم. او را بازجویی کردیم» و «پس از استخاره او را به باغ پدر محمدحمزه مصطفوی بردیم.»

بنابر اقرار علی ملکی، آن‌ها محسن کمالی را در حالی که دست‌هایش از پشت بسته بود به طرف حوضی در این باغ بردند و او را داخل آب انداختند و «محمد یاعباسی و محمدحمزه مصطفوی بر روی کمرش پاگذاشته و سرش زیرآب رفت و من (علی ملکی) هم پا روی پای او گذاشتم که بالا نیاید. این قدر او را زیر آب گذاشتیم که جان داد.»

محمد یاعباسی دیگر عضو پایگاه بسیج علی اصغرمولا نیز درباره قتل جمیله (زهرا) امیراسماعیلی که از او به عنوان طعمه برای بازداشت افراد موردنظرشان استفاده می‌کردند، به دادگاه گفت که «آقای مصطفوی شب زنگ زد خانه ما» و «گفت فوراً بیا و ماشین را هم بیار و من رفتم دنبال علی ملکی» و «رفتیم آنجا. دیدم که به آن زن دستبند زدند و حمزه گفت او را به داخل ماشین ببرید. همین‌طور داخل شهر می‌چرخیدیم. حمزه گفت که باید او را به سر تلمبه (حوض) ببریم. مصطفوی استخاره گرفته بود، ‌گفت استخاره خوب است» و «من گفتم حمزه این زن است و من دست به جان او نمی‌زنم. گفت باشد تو اطراف را داشته باش» و من «دیدم که حمزه او را داخل آب انداخت و علی ملکی هم داخل آب بود.»

بنابر مندرجات حکم دادگاه «مکانی که مقتولین در آن با خفگی به قتل رسیده‌اند حوض آبی است که به عمق تقریبی نیم متر آب» بوده و عاملان قتل‌ها دستکم «۴ تا ۵ دقیقه» مقتولان را در آن با نگهداری زیر آب خفه کرده‌اند. عاملان قتل‌های محفلی کرمان همچنین در برخی موارد از جمله در مورد «مصیب افشاری جوان ۱۹ ساله» با روشی مشابه سنگسار او را به قتل رسانده‌اند.

هیچ یک از شعب دادگاه کرمان طی ۹ سال گذشته درباره ۱۸ مورد قتل و مفقودی دیگری که با شرایط مشابه قربانیان قتل‌های محفلی کرمان و در فاصله سال‌های ۸۰ تا ۸۱ در اداره آگاهی و نیروی انتظامی کرمان ثبت شده، تحقیقی صورت ندادند، و پرونده تنها به پنج قتلی که عاملان قتل‌ها به انجام آن در فاصله شهریور تا آبان سال ۸۱ اقرار کردند، محدود ماند.

این درحالی است که محمدحمزه مصطفوی که دادگاه از او به عنوان «متهم ردیف اول» نامبرده به دادگاه گفته بود که تحت تأثیر سخنرانی ۸ فروردین سال ۸۰ آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی تصمیم به انجام این قتل‌ها گرفته بودند.

کاریکاتور عدالت

طی ۹ سال گذشته پرونده قتل‌های محفلی کرمان در ابتدا از سوی دو شعبه مختلف دادگاه کرمان به ریاست قاضی امیری تبار و قاضی پرویزی به اعدام محکوم و حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند، اما هر دو بار شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور که ریاست آن را محمد سلیمی بر عهده داشت این احکام نقض کرد.

شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور «نبود دلیل بر ارتباط نامشروع متهمان ردیف‌های ۱ تا ۳» و «اعتقاد به مهدور الدم بودن مقتولان» عنوان کرده و همچنین تأکید کرده بود که «متهمان بعضاً از خانواده‌های شهید داده یا ایثارگر هستند و خود آنان در دادگاه بر این اعتقاد اصرار ورزیده و مستندات و مستمسک‌هایی برای آن، مهدورالدم بودن مقتولان، ذکر کرده‌اند.»

در سومین دادگاه اما مجید دوستعلی که در سال‌های ۸۶ تا ۸۹ با حکم محمود احمدی‌نژاد به دبیری هیئت دولت رسید، قضاوت پرونده قتل‌های محفلی کرمان را بر عهده داشت. دوستعلی نظر شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور درباره اعتقاد عاملان قتل‌های به «به ‏مهدورالدم بودن مقتولان» را پذیرفت و آنان را تبرئه کرد. اولیای دم و خانواده مقتولان به این حکم اعتراض کردند اما دیوان عالی کشور در اینجا اعتراض آنان را وارد ندانست.

آن گونه که غلامعلی ریاحی یکی از وکلای خانواده مقتولان به خبرگزاری ایسنا گفته «پس از صدور حکم تبرئه تعدادی از متهمان پرونده قتل‌های محفلی کرمان، هیئت عمومی اصراری کیفری دیوان عالی کشور تشکیل جلسه داد و ضمن نقض حکم قصاص یکی از متهمان که به تنهایی به قصاص محکوم شده بود، صدور حکم برائت تعدادی دیگر از متهمین را بر خلاف قانون و موازین شرع تشخیص داد.»

به گفته غلامعلی ریاحی، علاوه براین وکلای خانواده مقتولان از رئیس قوه قضاییه خواستند تا با استفاده از اختیارات خود و با «اعمال ماده ۱۸» تقاضای اعاده دادرسی کند، که «بر این اساس و با دستور رئیس قوه قضاییه، شعبه ۱۰۶ دادگاه جزایی کرمان رسیدگی مجدد به اتهامات پنج نفر از متهمان را در ارتباط با قتل محمدرضا نژادملایری و شهره نیک‌پور» را در دستور قرار داد.

این وکیل دادگستری همچنین گفته است که عاملان قتل‌های کرمان با گذشت نزدیک به یک دهه «به شدت از اعمال گذشته اظهار ندامت و پشیمانی کردند.»

از میان شش نفر عاملان قتل‌های محفلی کرمان، پنج نفر که دارای خانواده‌های متنفذ و وابسته به نهادهای مختلف نظامی و حکومتی هستند پیشتر با روش‌های مختلف از خانواده‌های سه قربانی دیگر پرونده رضایت گرفته بودند و در حالی که در اقاریر صریح مرتکب دستکم ۵ قتل شده‌اند از سال ۱۳۸۴ با حکم قاضی وقت پرونده، مجید دوستعلی، آزاده شده و تاکنون نیز آزاد و به زندگی خود مشغولند، و تنها زندانی پرونده قتل‌های محفلی کرمان از بدو بازداشت تکنون «علی ملکی» دستفروش عضو پایگاه بسیج علی اصغر مولاست.
(هادی زمانیان)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 13:59  توسط ن  | 

آینه ای پیش روی همه ما ایرانی ها : من مقصرم ؛ تو چطور؟


- این مملکت تا هزار سال دیگه درست بشو نیست!
- ای آقا! ما کجا غرب کجا! اونا دویست سال از ما جلو هستن!
- مملکت رو بر باد دادن، نابود کردن!
- کار دشمنه، نمی خواد ما پیشرفت کنیم، یعنی چشم ندارند پیشرفت ما رو ببینن!
- تا فرهنگمون درست نشه این کشور دست نمی شه!
- زمان کورش و داریوش همه چیز سرجاش بود.. اگه برگردیم به اون دوران...
- حالا بذار یارانه ها رو قطع کنن اونوقت ببین چی به روزگارمون میاد!

با این جملات بیگانه نیستید، فرقی نمی کند که توی تاکسی باشید ، مهمانی یاحتی یک جلسه اداری در سطح کارشناسی و احیاناً بالاتر، این دیالوگ ها رد و بدل می شود؛ مربوط به امروز و دیروز و این دولت و آن دولت نیست، جملات کلیشه ای و تهوع آوری که بهترین بهانه برای توجیه کار نکردن و قانون گریز و قانون ستیز بودن است.
اگر از صراحت این نوشتار به تنگ می آیید لطفاً صفحات دیگر را بخوانید، در این نوشتار تلاش شده است " آینه ای در برابر آینه" خودمان بگذاریم، چه معجزه ها که نمی بینیم!

گله کردن و شاکی بودن از روزگار و پیشرفت دیگران را با حیرت و حسرت نگاه کردن و افسوس خوردن و به معجزه امیدوار بودن یکی از بخش های لاینفک زندگی ایرانی است، به رفتار خود و اطرافیان تان به دقت خیره شوید:

- فلان کارمند به جای آنکه کارش را انجام بدهد ساعت ها در مورد اینکه مردم ژاپن پشتکار دارند و آلمانی ها دقیق هستند و وجدان کاری دارند حرف می زند و مثال و آیه می آورد! اما کار خودش را انجام نمی دهد و ارباب رجوع بیچاره را به فردا حواله می دهد.

- راننده تاکسی در حالیکه کمربند ایمنی را نبسته و احتمالا! سیگاری هم لای انگشتانش است و برای رفاه حال مسافرین خیلی گرامی! آن را از شیشه بیرون گرفته است، وقتی کسی از او سبقت می گیرد شروع می کند که ای بابا! توی این ممکلت فرهنگ نمانده، از رانندگی مان معلوم است، ببین چطور سبقت می گیرند، چطور رانندگی می کنند! بعد چند متر جلوتر خودش بدون آنکه راهنما بزند توی خیابان فرعی می پیچد، اگر کسی اعتراض کند هم با استفاده از ادبیات غنی پارسی به او می گوید کوری؟مگه نمی بینی دارم می پیچم! هر جا هوس کند توقف می کند، کرایه را دولا پهنا حساب می کند و اگر در را کمی محکم ببندی حتماً از واژگان بالای هیجده سال در حقت استفاده می کند، خواه اینکه بلند بگوید و خواه وقتی کمی دور شدی یا حتی دلش! اما قطعاً می گوید!

- حتی قبل از اینکه دولت با کوروش صمیمی شود هم شور و شوق ملی گرایی و دوست داشتن بوم و بر و مام میهن یک علاقه عمیق در میان ایرانیان بوده است، جوانی خوش قد و بالا در حالیکه گردنبدی از فروهر را به گردن انداخته و قطعاً حس عمیق ایران دوستی دارد باقی مانده بستنی اش را پرت می کند گوشه خیابان و اصلاً عین خیالش نیست که این گوشه خیابان نیز بخشی از ایرانی است که او سربلندی و آبادی و آزادی اش را دوست دارد!
بخشی از همان خاک آریایی که او ساعت ها در مورد اینکه چطور هخامنشی ها آن را حفظ کرده اند یا گسترده اند کتاب خوانده است!

- فلان مدیر پشت تریبون ساعت ها در مورد تاریخ و فرهنگ پر شکوه و پر عظمت ایران سخنرانی می کند و بعد که از جلسه بیرون می آید و گوشی اش زنگ می خورد و خبر از پروژه می دهند و اینکه ممکن است بخشی از یک جنگل را تخریب کند، با اعتماد به نفس دستور می دهد: عیبی ندارد! این همه نابود کردند چیزی نشد حالا واسه دو تا دار و درخت پروژه بخوابه؟!

- خانم خانه با آنکه به اندازه کافی پول در اختیار داشته ولی هیچوقت مدیریت مالی درستی ندارد اما به خودش اجازه می دهد تمام سیاست های اقتصادی بانک جهانی، صندوق پول، وال استریت، بازار بورس دبی و ... را زیر سوال ببرد و ناقص و ناکارآمد لقب بدهد و چه بسا ته دلش هم بگوید که اگر من مدیر آنجا بودم می دانستم چطور عمل کنم!

- آقای حجره دار در حالیکه مست و سرخوش از آبگوشت و دوغ سر شب پایش را دراز کرده است و از معامله امروزش کیفور است و احتکار رندانه برخی از کالاهای مورد نیاز مردم را نشانه هوشمندی و بازار شناسی خود می داند، وقتی تلویزیون خبر می دهد که در دارفور جنوبی دو قبیله به جان هم افتاده اند، می گوید: کار همین صهیونیست هاست، همین یهودی ها مال پرست که کارشان زجر دادن مردم است و سر سوزنی انصادف ندارند!

هر کدام از شما می تواند با مثال های نغز و خاطرات شیرین تر بر بلندای این سیاهه بیفزاید.
بعید می دانم در تاریخ هیچ کشوری اندازه ایران ناله و نفرین وجود داشته باشد، هر روز از مهد کودک گرفته تا مسجد و مدرسه شعار "مرگ بر" به آسمان بلند است، دعایمان سرنگونی این و آن است اما برای آبادانی چه می کنیم؟ از کنفوسیوس نقل می کنند به جای نفرین کردن تاریکی بلند شو و شمعی روشن کن!
کار بسیاری از ما نفرین کردن است، چون به انرژی چندانی نیاز ندارد، از خودگذشتگی و ایثار نمی طلبد و از همه مهمتر اینکه قرار نیست چیزی از جیب مان برود!

روح کار و شوقمندی برای تاثیر گذاری در سطح نازلی قرار دارد، بسیار از تصمیم های دولتی ( فارغ از نوع دولت اش) با مقاومت جانانه هموطنان روبرو می شود، مدیران برای افزودن بر منافع خود می جنگند و مردم برای از دست ندادن داشته هایشان به ترفند های دفاعی مختلف تجهیز می شوند و مثل نرم افزارهای مختلف هر روز هم این اطلاعات منفی خود را به روز می کنند!

در مطلبی خواندنی که دست به دست چرخید آمده بود یادمان باشد که تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از 3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.

یادمان باشد که تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست. ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد.
این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی سوییس است.کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند! در سرزمین کوچک و سرد سوییس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.

افراد عالیرتبه‌ای که از کشورهای ثروتمند با همپایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد. نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می‌گیرند در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد تبدیل می‌شوند.
پس تفاوت در چیست؟ تفاوت در رفتارهای است که در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌کنیم متوجه می‌شویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:

1- اعتقاد به اخلاق
2- ایجاد وحدت برای رسیدن به اهداف ملی
3- مسئولیت و نظم پذیری
4- احترام به قانون وحقوق سایر شهروندان
5- عشق به کار برای تولید بیشتر
6- میل به ارائه کارهای بهتر و برتر
7- تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری برای آینده و رسیدن به اهداف بلند مدت

تا زمانی که هر ایرانی فارغ از اینکه مدیر باشد یا راننده تاکسی، نانوا باشد یا دانشجو، کارمند باشد یا کارگر، روزنامه نگار باشد یا سرباز، به وظیفه و تعهد شغلی خود وفادار نباشد، حساسیت و پیگیری نداشته باشد، تلاش برای بهتر کردن و به سامان رساندن کارش نداشته باشد این کشور و این شرایط به همین شکل باقی خواهد ماند، تا زمانی که هر ایرانی مانند یک رئیس جمهور دلسوز منافع ملی کشورش نباشد، از کنار چکه کردن یک شیر آب در گوشه خیابان یا روشن ماندن لامپ اتاق محل کارش بی تفاوت بگذرد در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

قطعاً اینکه قدرت در دست چه کسی باشد و با چه ایده ای بر مسند بنشیند بر زندگی مردم تاثیر دارد اما خود ما در این میانه هیچ نقش و وظیفه ای نداریم؟ به کام دوستان اصلاح طلب تلخ می آید اما بعد از دو رای بالای 20 میلیون به سید محمد خاتمی برخی گمان بردند که وظیفه خود را به بهترین نحو انجام دادند و به جای آنکه بکوشند، متوقعانه به گوشه ای نشستند و انتظار معجزه داشتند که نشد و هیچوقت نمی شود.

شب هنگام وقتی مسواک می زنید و رو به آینه دندان های تان را نگاه می کنید برای لحظه ای به چشمهایتان هم خیره شوید و از خودتان بپرسید: من به عنوان یک ایرانی که کشورم را دوست دارم امروز شهروند خوبی بودم؟ به عنوان یک کارمند حضور یا عدم حضور من در اداره امروز تاثیری داشت یا اگر نمی رفتم کارها بهتر انجام می شد؟


ریشه همه این مسائل در بی فرهنگی ماست
در حالیکه ادعا داریم هنر نزد ایرانیان است و بس

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 17:7  توسط ن  |